تبليغاتX
نا امیدی بریدن انسان از خداوند،موفقیت و پیشرفت است /باز بايد سرنوشت از سر نوشت

اول اینکه:دانش آموخته علوم دینی و اسلامی ام،پژوهش میکنم در قلمرو دین،سیاست،حقوق و جامعه بر این اساس در حوزه های سیاسی،اجتماعی،حقوقی و دینی فعالیت علمی و عملی دارم،سخت پای بند به اعلامیه جهانی «حقوق بشر» و خواهان نهادینه شدن«دموکراسی کامل ِدائمی»درایران هستم.با«تقلید همیشگی»موافق نیستم و تنها از باب ضرورت و آگاهی از حکم،آنرا جایز میدانم دوم اینکه:من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویای تمامی فریادهاست امیدوارم این سنگینی بر خرد و اراده ام خللی وارد نکند سوم اینکه:چندین سالی است دارم مینویسم ابتدا بر روی کاغذ و برای خود مینوشتم(از سنین نوجوانی در زمینه های خاطره و داستان) و گاهی هم خانواده و یا دوستان دست نوشته هایم رامیخواندند.بعد کم کم به نشریات کشیده شد،یکی دو مورد چکیده دست نوشته های ارسالی ام در سالهای 71 _1370در روزنامه سلام بچاپ رسید.انتشار نظرم در روزنامه «سلام» مشوق من شد تا نوشتن را ادامه دهم.چندین داستان و خاطره کوتاه و بلند را نوشتم اما هرگز برای انتشار به جایی ارسال نکردم و در بایگانی کتابخانه شخصی ام همچنان خاک میخورند.در اولین سال انتشار روزنامه «توسعه» بخاطر ارتباط دوستانه ای که با مدیر مسئولش داشتم اقدام به همکاری با آن کردم(مینوشتم و گزارش تهیه میکردم و گاهی هم با شخصیتهای برجسته سیاسی حوزوی در قم مصاحبه تهیه میکردم) در سال 77که هنوز دو سالی از حضور جریان اصلاحات در حاکمیت نگذشته بود،جهت راه اندازی مجمع روحانیون مبارز خوزستان به این استان عزیمت نمودم که بعدا با شکل گیری این مجمع در خوزستان بعنوان دبیر مجمع روحانیون مبارز استان انتخاب شدم (سال1377تا 1381)این تاریخ از فعالیتم خود داستان مفصلی دارد که ذکرش فراخور اینجا نیست اما از همان سالها به نوشتن در مطبوعات خوزستان بخصوص در روزنامه فجر (در آن زمان هفته نامه بود) و برخی نشریات دیگر استان پرداختم و مدتی هم در یکی،دو نشریه قمی مینوشتم،البته در این اثنا مقالاتی از من در روزنامه های سراسری چون ملّت،مردمسالاری،آوا و چند سایت خارجی بچاپ رسیده است.همکاری با سایت توقیف شده نقشینه و قلمزنی در آن را بعنوان خاطره ای شیرین هرگز فراموش نمیکنم.چندین مصاحبه سیاسی،اجتماعی و فقهی هم با رادیو فردا داشتم که از سوی برخی دستگاهها تحت فشار و ممنوعیت قرار گرفتم و یه جورایی بایکوت قلمی شدم تا جایی که دامنه این بایکوت قلمی از سوی نفوذیها در رادیو فردا و برخی سایتها نیز توسعه یافت (بگذریم از سایت گویا که هر یکی،دو سال یکبار مطلب یا گزارشی از وبلاگ من منتشر میکند!) خلاصه اینکه هیچوقت ناامید نشدم و تصمیم گرفتم همچنان بنویسم،در «پژواک خاموش ِ» خود مینویسم حتی اگر خواننده ای نداشته باشد.وبگردی میکنم و میخوانم و گاهی مینویسم تا هیچ صدایی خاموش نگردد حتی صدای خاموش من حقیر.امیدوارم شما بازدید کننده محترم اگر قصد دادن نظر داری حتما پیرامون پست مطلب نظر بدهی فرقی نمیکنه موافق باشی یا مخالف در هر صورت شما مورد احترام هستید.اما انتظار نداشته باشید به نظرات نا مربوط و یا توهین آمیز پاسخ داده شود/به امید داشتن جامعه ای آگاه و دموکرات
[پیوند این پست] نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 18:31  توسط س.الف.احمدپور   



پولاد آزادی

من عضو پن‌لاگ هستم